گروه مدیریتی و مهندسی آکاپ
مقالات سایت
1397/12/05 11:44

تعریف ذائقه و تلرانس ریسک

تعریف ذائقه (ریسک) (Risk Appetite ):

ذائقه یا آستانه تحمل ریسک، به میزانی از ریسک پذیری گفته می شود که مدیریت ارشد برای دستیابی به اهداف استراتژیک سازمان آن را می پذیرد. آستانه ریسک پذیری سازمان برای ایجاد تعادل در بهره برداری از عدم قطعیت های محیطی و مواجهه با خطرات ناشی از آن معین می گردد. سازمان های مختلف حسب نوع کسب و کار، استراتژی ها و البته گرایش ذینفعان خود، از درجات مختلفی از ذائقه ریسک برخوردارند.

تعیین حد مطلوب ذائقه ریسک، شاید دشوار ترین مرحله از فرایند مدیریت ریسک سازمانی باشد به گونه ای که برخی از محققان، اهمیت این قسمت را معادل با مجموع سایر حوزه های مدیریت ریسک سازمانی می دانند زیرا ذائقه ریسک بر فرهنگ سازمانی موثر است و شیوه تصمیم گیری استراتژیک سازمان را شکل دهی می کند.

مثال هایی برای ذائقه ریسک سازمانی:

شکل دهی بازار (Market Shaping ) به عنوان یکی از استراتژی های موثر در محیط کسب و کار آشفته و پرتلاطم به شمار می رود. در محیطی که عدم قطعیت ها و دگرگونی های آن زیاد است، تلاش برای بازیگری معمول در بازار معمولا منفعت زا نیست چون دگرگونی های دفعی به سرعت موجب کم رنگ شدن اثر گذاری مزیت هایی مانند موقعیت در بازار (Market Position ) یا سهم بازار (Market Share ) می گردد. در این فضا، استراتژی مناسب تلاش برای شکل دهی بازار با ایجاد نوآوری در محصولات و خدمات جدید، ایجاد تقاضا برای آنها و نیز استفاده از قابلیت ایجاد مشارکت با متحدان استراتژیک خواهد بود. البته باید توجه داشت که اتخاذ این استراتژی با وجود منفعت زا بودن آن، بسیار ریسک پذیر است. زیرا غلبه بر بازار و شکل دهی آن، منوط به مصاف با حوزه های گسترده ای از عدم قطعیت هایی با سطح پیش بینی پذیری پایین است. از این رو اتخاذ این راهبرد نیاز به تخصیص بخش قابل توجهی از منابع سازمانی دارد که در حیطه مخاطرات هدر رفت قرار دارند در اینجا کسب منفعت بستگی به جسارت مدیران و آستانه ریسک پذیری آنها خواهد داشت که دستیابی به منفعت حاصل از این استراتژی را با چه میزان احتمال هدر رفت چه مقدار از منابع معادل بدانند.

کاربرد تعیین ذائقه ( آستانه ریسک پذیری سازمانی):

کاربرد تخصیص منابع:  تخصیص منابع به استراتژی ها و سرمایه گذاری بر روی آنها بر مبنای سطح ذائقه ریسک انجام می گردد. به استراتژی هایی که از ریسک پذیری بالاتری برخوردارند و البته در حد قابل قبول ذائقه ریسک قرار دارند سرمایه مالی بیشتری تخصیص داده می شود

کاربرد استراتژی گذاری: ذینفعان ارشد سازمان( مثلا مالکین یا هیات مدیره ) با ابلاغ حد ذائقه ریسک پذیری سازمانی، میزان تمایل خود را نسبت به بهره برداری منفعت زا از عدم قطعیت های محیطی معین نموده و به مدیریت اجرائی سازمان ابلاغ می کنند که به عنوان یکی از ارکان جهت ساز استراتژیک به شمار خواهد رفت

کاربرد صحه گذاری استراتژی ها: آن دسته از استراتژی ها که در محدوده ذائقه ریسک سازمانی قرار ندارند در مرحله صحه گذاری و تشکیل نقشه استراتژی سازمان کنار گذاشته خواهند شد

حفاظت از مدیران میانی در تعادل با پاسخگوئی: با تعیین دقیق و ابلاغ ذائقه ریسک پذیری، حیطه پاسخگویی مدیران مجری استراتژی ها در سازمان نسبت به ریسک پذیری اتخاذ تصمیماتشان معین می گردد.

تعیین ذائقه ریسک پذیری

بر مبنای نقشه ریسک:

دو محور تاثیر و احتمال وقوع در نقشه ریسک سازمانی، می توانند معیارهای مناسبی برای تعیین ذائقه ریسک به شمار آیند. به عنوان مثال نقشه ریسک به شرح مندرج در شکل زیر حدودی از ریسک های قابل و غیر قابل پذیرش در محدوده سازمان را مشخص می نماید.

تلرانس ریسک:

تلرانس ریسک مفهوم مشابهی با ذائقه ریسک سازمانی دارد با این تفاوت که ذائقه ریسک حدود کلی را مشخص می کند اما تلرانس ریسک محدوده قابل قبول برای ریسک پذیری هر استراتژی را به صورت مجزا بیان می نماید. طبیعتا تلرانس های ریسک در محدوده ذائقه ریسک قرار خواهند داشت

ارتباط ذائقه و تلرانس ریسک با استراتژی های سازمان:

به شرحی که در مثال شکل زیر مندرج است، برای استراتژی های سازمانی ذائقه ریسک پذیری و برای هر یک سنجه های اهداف استراتژیک تلرانس ریسک پذیری معین می گردد. نکته جالب توجه در این مثال آن است که برای شاخص کیفی محصول، میزان ۴ سیگما به عنوان هدف انتخاب شده است اما محدوده تلورانس ریسک پذیری آن ۴ تا ۴٫۵ سیگما است و نه بیشتر از آن. دلیل این موضوع آن است که افزایش شاخص کیفیت محصول به بیش از ۴٫۵ سیگما اگرچه برای آن سازمان مناسب خواهد بود اما میزانی از  احتمال شکست و اتلاف منابع را به همراه خواهد داشت که در محدوده ذائقه ریسک قابل قبول نیست.


نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :

تصویر :

برچسب ها :